X
تبلیغات
دفاع مقدس

دفاع مقدس
دفاع مقدس
قالب وبلاگ

سفارش بهنام به بچه ها

شهید”بهنام محمدی” در بهمن ماه سال ‪  ‪ ۱۳۴۵در شهر مسجد سلیمان به دنیاآمد، از همان دوران کودکی با سختی‌ها و دشواری‌های زندگی آشنا شد و موجب شد تا برای مبارزات عالی و ارزشمند در عرصه ی زندگی آمادگی بیشتر به دست آورد.

به رغم همه‌ی سختی‌ها با کار، فعالیت و حرفه آموزی انس یافت و کارهایی چون خیاطی، تعمیر ماشین و تعمیر رادیو و تلویزیون را فرا گرفت، بهنام پس از انقلاب درتعمیرگاه سپاه‌پاسداران به عنوان شاگرد مکانیک مشغول به همکاری شد.

دردوران دفاع مقدس و هجوم دشمنان به خرمشهر راه مبارزه با متجاوزان را در پیش گرفت،اوبا همان جسم کوچک اما روح بزرگ و دل دریایی‌اش به قلب دشمن می‌زد و باوجود مخالفت فرماندهان، خود رابه صف اول نبرد می‌رساند تا از شهر و دیار خود دفاع کند.

چندین بارنیزبه اسارت دشمن درآمد اما هربار با توسل به شیوه‌ای از دست آنان گریخت و باز به نبرد و دفاع پرداخت.

بهنام بااستفاده ازتوان و جسارت خود توانست اطلاعات ارزشمندی از موقعیت دشمن را به دست آورده و در اختیار فرماندهان جنگ قرار می‌داد، در یکی از مصاحبه‌هایش از پدر و مادرها خواسته بود که بچه‌های خود را اهل مبارزه و جنگ و جهاد بار آورند.

بهنام، به بچه‌ها اینگونه سفارش کرده بود: از بچه‌ها می‌خواهم که نگذارند امام تنها بماند و خدای ناکرده احساس تنهایی بکند و در هر کاری خدا را فراموش نکنند و به خدا توکل کنند.

آن مبارز شجاع و پرتلاش همچنین کار رساندن مهمات به سایر رزمندگان اسلام را نیز انجام می‌داد و گاه آنقدر نارنجک و فشنگ به بند حمایل و فانسقه خود آویزان می‌کرد که به سختی این سو وآن سو می‌رفت، حضورش به دیگر رزمندگان روحیه می‌داد و تلاش بی‌امان و بی‌وقفه‌اش عرصه را بردشمن تنگ می کرد.

بهنام محمدی نوجوان ‪ ۱۳ساله خرمشهری در نخستین سال جنگ تحمیلی عاقبت بر اثراصابت ترکش خمپاره در خرمشهر به شهادت رسید.

مادر بهنام در بیان خاطره‌ای ازاین شهید آورده‌است: ” هنگام شروع جنگ تحمیلی بهنام ‪ ۱۳سال و هشت ماه داشت، نخستین فرزندم بود، او در ‪ ۱۲سالگی به من می‌گفت “می خواهم طوری باشم که در آینده سراسر ایران مرا به خوبی یاد کنند و به قهرمان ملی باشم”.

” بهنام را به مدرسه نبردم چرا که پدرش نمی‌گذاشت، او را به تعمیرگاه سپاه به همراه برادرش فرستادم تا کاری یاد بگیرد، در ایام جنگ می‌گفت:
مادر دلم می‌خواهد بروم پیش امام حسین(ع) و بدانم که چگونه شهید شده” ” بهنام آرزوی شهادت در دلش شعله ور بود، او به من کاغذی نشان داد که درباره غسل شهادت در آن نوشته بود و گفت: مامان مرا غسل شهادت بده زیرا می خواهم شهید شوم، تو هم از خرمشهر برو، اینجا نمان می‌ترسم عراقی ها تو را ببرند، مادر اگر شهید بشوم برایم گریه می‌کنی؟
یکی ازهمرزمانش برایم تعریف کرد که 28/7/59  نزدیک فروشگاه فرهنگیان در خیابان آرش خرمشهر ترکشی خورد و شهید شد.


از بچه‌ها می‌خواهم که نگذارند امام تنها بماند و خدای ناکرده احساس تنهایی بکند و در هر کاری خدا را فراموش نکنند و به خدا توکل کنند.

آن مبارز شجاع و پرتلاش همچنین کار رساندن مهمات به سایر رزمندگان اسلام را نیز انجام می‌داد و گاه آنقدر نارنجک و فشنگ به بند حمایل و فانسقه خود آویزان می‌کرد که به سختی این سو وآن سو می‌رفت، حضورش به دیگر رزمندگان روحیه می‌داد و تلاش بی‌امان و بی‌وقفه‌اش عرصه را بردشمن تنگ می کرد.

بهنام محمدی نوجوان ‪ ۱۳ساله خرمشهری در نخستین سال جنگ تحمیلی عاقبت بر اثراصابت ترکش خمپاره در خرمشهر به شهادت رسید.

مادر بهنام در بیان خاطره‌ای ازاین شهید آورده‌است: ” هنگام شروع جنگ تحمیلی بهنام ‪ ۱۳سال و هشت ماه داشت، نخستین فرزندم بود، او در ‪ ۱۲سالگی به من می‌گفت “می خواهم طوری باشم که در آینده سراسر ایران مرا به خوبی یاد کنند و به قهرمان ملی باشم”.

” بهنام را به مدرسه نبردم چرا که پدرش نمی‌گذاشت، او را به تعمیرگاه سپاه به همراه برادرش فرستادم تا کاری یاد بگیرد، در ایام جنگ می‌گفت:
مادر دلم می‌خواهد بروم پیش امام حسین(ع) و بدانم که چگونه شهید شده” ” بهنام آرزوی شهادت در دلش شعله ور بود، او به من کاغذی نشان داد که درباره غسل شهادت در آن نوشته بود و گفت: مامان مرا غسل شهادت بده زیرا می خواهم شهید شوم، تو هم از خرمشهر برو، اینجا نمان می‌ترسم عراقی ها تو را ببرند، مادر اگر شهید بشوم برایم گریه می‌کنی؟
یکی ازهمرزمانش برایم تعریف کرد که 28/7/59  نزدیک فروشگاه فرهنگیان در خیابان آرش خرمشهر ترکشی خورد و شهید شد.

[ شنبه بیست و هفتم آبان 1391 ] [ 18:36 ] [ یونس بهزادی ] [ ]

دریا دل کوچک خرمشهر...

مهدی رفیعی جلو آمد...چی شده بهنام؟کشتی هات غرق شدن؟
مهدی همیشه سربه سربهنام میگذاشت..اما این بار بهنام منتظربهانه ای بود تا دعوا راه بیندازد..به مهدی براق شد!
بهنام:اصلا به توچه؟چرا به صالی چپ چپ نگاه میکنی؟
صالی بهنام را به گوشه ای برد...چی شده بهنام؟
-کاکا!این مهدی رفیعی به تو چپ چپ نگاه میکرد.نکنه منظور بدی داشته باشه؟نکنه میخواد بلایی سر تو بیاره؟
صالح دست بهنام را خواند.فهمید میخواهد خودش را دل او جاکند وبه اونشان دهد محافظ وپشتیبانش است تاصالح با آمدنش به عملیات  جدید موافقت کند..مهدی خندید!

-می بینی کاکا؟الانم داره تو رو مسخره میکنه؟حسابش رو برسم؟

صالح:امروز هرکاری بکنی من تو رو باخودم نمی برم..میمونی تو مسجد خرمشهر.. مهدی از همه ما بزرگتره .زن وبچه دار داره...



بهنام که دید حقه اش نگرفت افتاد به التماس..تو رو خدا بذاربیام!براتون آب ومهمات میارم..میرم تو دل عراقیها شناسایی میکنم!

صالح:دستور فرمانده می فهمی یعنی چی؟اگه تو رو اونجا ببینم دمار از روزگارت درمیارم!

.....بهنام از مسجدبیرون رفت!یک وانت قراربودبرای بچه ها مهمات ببره.سریع پشت کابین وانت قایم شد.خمپاره وتوپ های مستقیم بلای جان مدافعین شده بود..نصف نیروها بی سلاح ومهمات  بودند..صالح متوجه شد کسی ازپشت پیراهنش را می کشد!

-سلام کاکا!صالی منم بهنام!حالت خوبه کاکا؟

-تو اینجا چه میکنی؟مگه نگفتم نیا؟بزنم تو گوشت؟

بهنام از جیبش یه جفت جوراب سفید درآورد وگفت:ببین برات چی آوردم!اینا رو از تکاورها برات گرفتم!گفتم کاکام جوراب نداره!

-آخه پسر خوب من یه هفته است تو این اوضاع پوتین از پام درنیومده!جوراب میخوام چیکار؟

..وبعد شانه های استخوانی بهنام را گرفت واو را داخل سنگر گذاشت وگفت:اگه اومدی بیرون قبل از عراقیها خودم میکشمت...(صالح میترسید مبادا بهنام آسیب ببیند ودردل به خاطر رفتاربدی که با او داشت به خود ناسزا میگفت!)

.

.

.صالح سوار وانتی شد که مجروحین را حمل میکرد.همه منتظر واکنش او بودند..ناگاه چشمش به بهنام افتاد با لباس چهارخانه ی خونی..فریاد زد:

مگه نگفتم از سنگر بیرون نیا..بهنام تورو خدا چشماتو باز کن.منم صالی!به خاطر خدا جوابمو بده!

بهنام صدا راشناخت وپلک زد....

به بیمارستان رسیدند...درب اتاق عمل باز شد..بغض دکتر ترکید..دیگر بهنام را صدا نکن!

[ شنبه بیست و هفتم آبان 1391 ] [ 18:32 ] [ یونس بهزادی ] [ ]

شهید بهنام محمدی

شهید بهنام محمدی

اولین رزمنده شهید١٣ساله جنگ تحمیلی

محل تولد:شهرستان مسجدسلیمان

تاریخ تولد:١٢/١١/١٣۴۵

محل شهادت:خرمشهر براثر برخورد ترکش خمپاره به قلب

تاریخ شهادت:٢٨/٧/۵٩

محل دفن:قبل از ١٣ ابان٨٩گلزار شهدای کلگه مسجدسلیمان

             بعد از ١٣ ابان٨٩ قطعه شهدای گمنام  مسجدسلیمان

[ شنبه بیست و هفتم آبان 1391 ] [ 18:30 ] [ یونس بهزادی ] [ ]
 

عملیات کربلای 5

سنگینی شرایط دشوار پس از عملیات كربلای 4 ضرورت انجام عملیات دیگری را ایجاب  می كرد. عملیاتی كه پیروزی آن تضمین شده باشد و ضمنا از جنبه نظامی و سیاسی بسیار ارزشمند باشد تا آثار نامطلوب عدم فتح كربلای 4 را جبران نماید. ارزشمند ترین منطقه موجود شلمچه بود كه دشمن در آن مستحكم ترین مواضع و موانع را داشت، به طوری كه عبور از آن ها غیر ممكن می نمود و با توجه به اصول نظامی شناخته شده و محاسبات كمی، ضریب موفقیت بسیار ناچیز بود و بالطبع تضمین پیروزی از سوی فرماندهان عملیات را غیر ممكن می ساخت؛ لیكن ضرورت غیر قابل انكار ادامه جنگ در آن موقعیت و لزوم تسریع در تصمیم گیری پس از عملیات كربلای 4 سبب گردید كه صرفا برای انجام تكلیف و با امید به نصرت الهی، تمامی نیروهای خودی اعم از رزمنده و فرمانده برای عملیات بزرگ كربلای 5 آماده شوند.

هنگام انتخاب منطقه عملیات كربلای 5، آنچه اوضاع را پیچیده تر می كرد، این بود كه:

1-   تنها انجام یك عملیات نمی توانست موثر باشد.

2-   به علاوه عملیات باید با پیروزی توام باشد.

3-   هم چنین سرعت عمل نیز نقش تعیین كننده ای در این عملیات داشت.

دشمن با توجه به اهمیت منطقه، زمین شرق بصره را مسلح به انواع موانع و استحكامات كرده بود و با  رها  كردن آب در منطقه، انجام هرگونه عملیاتی را غیر ممكن ساخته و فضای امنی را برای خود به وجود آورده بود تا بتواند حركت هر نیروی مهاجم را قبل از دستیابی به خط اول خود سركوب كند.

اولین خط دفاعی دشمن دژی بود كه در یك سمت آن سنگرهای بتونی برای استراحت نیرو و در سمت مقابل، سنگرهای دیده بانی و تیربار با مهمات آماده و سنگرهای تانك احداث شده بود. این دژ، دشمن را از موقعیت ممتازی برای اشراف و تسلط كامل بر منطقه برخوردار  می كرد. در پشت خط اول چند موضع هلالی شكل احداث، كه قطر هر یك به 300 الی 400 متر و ارتفاع آن به 5 تا 6 متر می رسید.

در پشت مواقع هلالی، برای تردد و استقرار تانك، جاده ساخته شده بود و به این وسیله تانك می توانست با استقرار روی مواضع مشخص شده، كل منطقه درگیری را زیر پوشش گلوله مستقیم و تیربار قرار دهد.

دومین خط دشمن به فاصله صد متر از خط اول و به موازات آن احداث، و سیل بندی بود به عرض 205 و ارتفاع 4 متر كه دارای موضع پیاده، كانال مواصلاتی و مواضع تانك بود. این سیل بند از جنوب جاده شروع می شد و به سمت اروند ادامه داشت.

سومین خط دشمن، خاكریزی بود به موازات خط دوم و دارای مواضع پیاده و تانك كه در جلوی آن كانال َمتروكه ای به عرض 4 و عمق 2 متر احداث شده بود. چهارمین رده دشمن در پشت نهر دوعیجی قرار داشت و شامل نهر، دژ و چندین موضع هلالی پی در پی، كه بر توانایی دشمن برای مقابله و دفاع می افزود.

پنجمین رده دشمن در پشت نهر جاسم قرار داشت. ضمن آن كه در حد فاصل خط چهارم و پنجم، قرارگاه دشمن، خصوصا قرارگاه تاكتیكی سپاه سوم (مقر فرماندهی لشكر11)، دارای مواضع مستحكمی بود و پدافند مستقل داشت. پس از خط جاسم تا كانال زوجی، مركز توپخانه، لجستیك و عقبه لشكر 11 قرار گرفته بود و رده ششم و هفتم دشمن شامل كانال زوجی و مثلثی های غرب كانال زوجی بود. در منطقه شلمچه، دشمن زمین را به شكل پنج ضلعی درآورده بود. كه از استحكامات بسیار پیچیده ای بر خوردار بود.

اهداف عملیات

منطقه شلمچه به لحاظ اهمیت سیاسی و نظامی آن، به عنوان یكی از معابر وصولی شهر بصره، همواره در زمره اهداف قوای نظامی جمهوری اسلامی ایران قرار داشت. در صورت تسلط بر این منطقه، جمهوری اسلامی می توانست برتری خود در جنگ را به اثبات برساند.

منطقه عملیاتی شلمچه كه در جنوب شرقی شهر مهم بصره قرار گرفته و تقریبا نزدیك ترین محور وصولی به این شهر به شمار می آید، به مناطق و محورهای زیر محدود می باشد:

-از شمال، به آب گرفتگی جنوب زید.

-از شرق، به دژ مرزی ایران و عراق.

-از جنوب، به رودخانه اروند و اروند صغیر.

-از غرب، به كانال زوجی و شهرهای تنومه و الحارثه.

این منطقه از تعداد زیادی نهر، كانال، خاكریز، جاده و .... تشكیل شده است كه همه آن ها در بخش شمالی اروند قرار دارند. هم چنین، آب گرفتگیهای متعددی در این منطقه وجود دارند كه از سوی ارتش عراق به عنوان موانعی در مقابل هر گونه نفوذ قوای جمهوری اسلامی ایجاد شده اند.

استعداد دشمن

منطقه عملیاتی در حوزه پدافندی سپاه سوم عراق بود و سه لشكر 11 پیاده، 5 مكانیزه و 3 زرهی در این منطقه مستقر بودند.

با شروع عملیات، تعداد دیگری از لشكرهای عراق به تدریج در منطقه عملیاتی حضور یافتند. این لشكرها عبارت بودند از:

الف –  پیاده:

-لشكرهای 2، 4، 7، 8، 22، 32، 14، 15، 25، 18، 30، 29، 27، 28، 33، 20 و 35

ب – زرهی:

-لشكر های 6، 10 و 12.

ج – مكانیزه:

-لشكر 1.

د – گارد ریاست جمهوری:

-لشكرهای 1، 2، 3 و6.

در ذیل، تمام یگان هایی كه به منطقه كربلای 5 اعزام شدند، بر حسب تیپ آورده شده است:

الف –  پیاده:

- تیپ های 36، 4، 5، 29، 18، 19، 38، 39، 23، 22، 28، 45، 47، 48، 14، 44، 71، 72، 74، 75، 76، 78، 79، 81، 82، 83، 84، 88، 90، 91، 93، 94، 95، 96، 101، 102، 103، 105، 106، 107، 109، 111، 112، 113، 114، 116، 117، 118، 119، 120، 238، 412، 413، 417، 418، 421، 422، 423، 426، 428، 429، 430، 431، 435، 436، 437، 438، 439، 442، 443، 501 ، 502، 506،  603 ، 604،  605، 701، 702، 703، 704، 707، 801 و 805.

 ب – زرهی:

-تیپ های 34، 6، 12، 26، 30، 16، 17، 42، 37 و50 و گردان تانك لشكر 11 پیاده.

ج – مكانیزه:

-تیپ های 27، 8، 20، 15، 25، 24 و 46.

د – گارد ریاست جمهوری:

-تیپ های 4، 5، 6، 7، 8، 16، 17 پیاده، 2 و 10 زرهی، 3 نیروی مخصوص و 11 كماندو.

هـ –  نیروهای مخصوص:

-تیپ های 65، 66 و 68.

و – كماندو:

-تیپ های 1، 2 و 3 ستاد كل، هفت تیپ كماندویی از سپاه های هفت گانه و پنج گردان مستقل كماندو.

ز – توپخانه:

-46 گردان.

قوای خودی

براساس موجودی 200 گردان نیرو، نحوه رزم به شكل زیر طراحی شد:

قرارگاه خاتم الانبیاء(ص) به عنوان قرارگاه مركزی.

قرارگاه كربلا تحت فرماندهی قرارگاه خاتم الانبیاء (ص) هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:

-لشكر 25 كربلا.

-لشكر 41 ثارالله (ع).

-لشكر 31 عاشورا.

-تیپ مستقل 33 المهدی (عج).

-تیپ مستقل 18 الغدیر.

-تیپ مستقل 48 فتح.

قرارگاه نجف تحت فرماندهی قرارگاه خاتم الانبیاء(ص)  هدایت نیروهای زیر را بر عهده داشت:

-لشكر 17 علی بن ابی طالب (ع).

-لشكر 5 نصر.

-لشكر 105 قدس.

-لشكر 155 ویژه شهدا.

-لشكر 21 امام رضا (ع).

-تیپ مستقل 57 حضرت ابوالفضل (ع).

-تیپ مستقل 12 قائم (عج).

قرارگاه قدس تحت فرماندهی قرارگاه خاتم الانبیاء(ص)  هدایت نیروهای زیر را بر عهده داشت:

-لشكر 27 محمد رسول الله (ص).

-لشكر 7 ولی عصر (عج).

-لشكر 8 نجف اشرف.

-لشكر 14 امام حسین (ع).

-لشكر 32 انصارالحسین (ع).

-تیپ مستقل 44 قمربنی هاشم (ع).

هم چنین، گردان مستقل 38 زرهی ذوالفقار، تیپ 20 زرهی رمضان و تیپ توپخانه 15 خرداد تحت امر قرارگاه خاتم الانبیاء (ص) بودند. در مجموع، 24 گردان توپخانه، آماده آتش وجود داشت.

در جریان عملیات نیز قرارگاه عملیاتی نوح و تیپ های مستقل 110 خاتم الانبیاء(ص) و 22 بدر به نیروهای عمل كننده ملحق شدند.

شرح عملیات

در آستانه شروع عملیات، با توجه به محدودیت زمان، آخرین اقدامات شامل جابه جایی و نقل و انتقال نیروها و امكانات، تكمیل بحث مانور عملیات و غیره انجام گرفت و نیروهای زرهی و توپخانه نسبت به ماموریت اصلی و گروه های مواصلاتی برای اجرای آتش و مانور توجیه شدند.

و با توجه به تجارب عملیات كربلای 4، ابهام نسبت به میزان هوشیاری دشمن موجب شده بود كه كلیه تحركات دشمن تا قبل از آغاز درگیری كنترل شود. اجرای آتش كاتیوشا در داخل حوضچه لشكر 41 ثارالله و خسارت های وارده، به میزان حساسیت ها افزود. از سوی دیگر، افزایش تردد خودروهای دشمن به سمت منطقه فاو، این تصور را تقویت كرد كه دشمن قصد حمله به فاو را دارد. اما هم چنان نسبت به میزان هوشیاری دشمن در منطقه شلمچه ابهام و تردید وجود داشت و هیچ گونه نتیجه مشخصی ارایه نمی شد. در این حالت، نیروها در انتظار صدور فرمان حمله از سوی فرماندهی كل در شرق بصره بودند. با توجه به نور مهتاب، ساعت شروع حمله،  2 بامداد روز 19/10/1365 تعیین شده بود. اما نظر به محدودیت زمان برای شكستن خط و پاكسازی و تثبیت آن، مقرر شد كه نیروها با استفاده از نور مهتاب حركت كنند و در پشت مواضع دشمن در انتظار صدور فرمان حمله بمانند.

پس از نیمه شب، كه نور مهتاب منطقه را روشن كرده بود، درگیری در برخی محورها آغاز شد. كه این خود بر نگرانی مبنی بر هوشیاری دشمن افزود: با این كه تا غروب نور مهتاب هنوز زمان زیادی باقی مانده بود، از سوی فرمانده صحنه نبرد، سردار سرلشكر محسن رضایی، در ساعت 1:35 بامداد فرمان حمله با رمز مقدس یا زهرا(س) صادر شد و بدین ترتیب برادران بسیجی و سپاهی یورش خود را به عظیم ترین و پیچیده ترین استحكامات دشمن در شرق بصره آغاز كردند. خبرهای واصله به قرارگاه كربلا حاكی از پیشروی در محورهای مختلف و شكسته شدن خط دشمن بود، از این رو اطمینان به غافلگیری دشمن به وجود آمد و ابهامات مبنی بر عدم امكان شكسته شدن خطوط دشمن نیز بر طرف شد.

پس از اطمینان عبور از خط، تلاش برایپاكسازی،الحاق وتثبیت آغاز شد. و چون الحاق لشكر 25 كربلا به لشكر 31 عاشورا نقش تعیین كننده ای در تصرف پوزه كانال پرورش ماهی و باز شدن عقبه خشكی نیروهای عبور كننده از كانال داشت، مورد تایید قرار گرفت.

هم چنین الحاق لشكر 19 فجر و لشكر 31 عاشورا در منطقه 5 ضلعی نیز حایز اهمیت بود و ضمن این كه ضرورت پاكسازی قرارگاه تیپ دشمن در منطقه 5 ضلعی، همواره به یگان های عمل كننده در منطقه گوشزد می شد. در واقع الحاق یگان های محور 5 ضلعی و محور كانال ماهی و نیز شكستن مقاومت دشمن در قرارگاه فرماندهی تیپ در 5 ضلعی، دو مساله اساسی بود كه فرماندهی قرارگاه كربلا می بایست تدابیر لازم را برای انجام آن اتخاذ می كرد. علاوه بر آن ، منطقه جناح راست عملیات نیز بایستی تثبیت می شد.

دشمن پس از عملیات كربلای 4، براساس این تحلیل كه ایران فعلا قادر به عملیات نیست، توجه خود را به بازپس گیری فاو معطوف كرده بود.

عراقی ها می پنداشتند، ایران در برابر یك تهاجم سنگین در منطقه فاو قادر به مقاومت نیست و تلاش های گسترده دشمن، به ویژه جابه جایی و انتقال نیرو و توپخانه به فاو، تماما حاكی از آمادگی دشمن برای حمله به منطقه فاو بود. اما انجام عملیات در منطقه كربلای 5، آن هم در مقیاس گسترده ، موجب گردید عملیات در فاو منتفی و نیرو و امكانات دشمن به منطقه شرق بصره اعزام شود. در واقع دشمن ضمن غافل گیر شدن نسبت به عملیات شرق بصره از نظر زمان و مكان در مورد تاكتیك ویژه عملیات كه عمدتا معطوف به عبور از منطقه آب گرفتگی و كانال پرورش ماهی و حركت از شمال به جنوب در پشت مواضعش بود، غافلگیر شد.

مرحله اول عملیات

محور های اصلی تلاش های قرارگاه كربلا، شامل خروج از 5 ضلعی، تثبیت سرپل غرب كانال پرورش ماهی و باز كردن جاده شلمچه بود. هدف از این تلاش ها تصرف منطقه مورد نظر، تامین جای پا و فراهم كردن شرایط برای تثبیت منطقه و هم چنین تحویل خط به قرارگاه های قدس و نجف اشرف بود. تدبیر قرارگاه این بود كه جناح راست منطقه عملیات توسط تیپ 18 الغدیر و لشكر 33 المهدی(عج) تثبیت شود و سرپل غرب كانال پرورش ماهی با الحاق لشكر 41 ثارالله به لشكر 25 كربلا تامین گردد. هم چنین برای خروج از 5 ضلعی، علاوه بر تلاش برای پاكسازی مقر تیپ دشمن درمنطقه و الحاق لشكر 19 فجر به 31 عاشورا، نسبت به الحاق لشكر 31 به لشكر 25 در مثلثی پوزه كانال پرورش ماهی، نیز تاكید می شد، زیرا علاوه بر باز شدن عقبه خشكی نیروهای غرب كانال پرورش ماهی، شرایط را برای پیشروی در عمق، توسط قرارگاه قدس، با تامین جناح راست این قرارگاه، فراهم نماید. هم چنین باز كردن جاده شلمچه توسط لشكر 10 سید الشهدا (ع) – كه شرایط را برای عبور دو قرارگاه قدس و نجف فراهم می كرد – از سوی فرماندهی عملیات دنبال می شد. فشارهای دشمن ابتدا معطوف به باز پس گیری منطقه سرپل غرب كانال پرورش ماهی با تاكید به جناح راست منطقه عملیات و به منطقه سرپل بود. مقاومت قرارگاه تیپ دشمن در منطقه 5 ضلعی و مقابله با الحاق لشكرهای 31 عاشورا و 25 كربلا در پوزه كانال پرورش ماهی نیز بدین منظور انجام می گرفت كه با ایجاد تاخیر در این الحاق بتواند با پاكسازی منطقه سرپل و عقب راندن نیروهای خودی از این منطقه، گسترش عملیات را مهار كند.

مرحله دوم عملیات

بعد از گذشت 24 ساعت از آغاز حمله، با وارد كردن قرارگاه قدس و نجف به صحنه نبرد، عملیات  شدت گرفت. هدف تشدید فشار بردشمن برای بازشدن جاده شلمچه و گسترش عملیات بود. در مرحله دوم، دشمن كاملا هوشیار بود و نیروهای خودی نیز طی 24 ساعت درگیری مداوم خسته به نظر می رسیدند. به همین دلیل، اهداف مورد نظر تامین نشد. هم چنین  افزایش فشار دشمن در روز دوم و ناكامی در مرحله دوم، موجب گردید تا نسبت به پشتیبانی عملیات توسط نیروی هوایی و هوانیروز اقدام شود. ادامه مقاومت در غرب كانال پرورش ماهی و تلاش برای خروج از 5 ضلعی و باز شدن جاده شلمچه ، هم چنان در تدبیر و تداوم عملیات مورد نظر بود.

در این شرایط، فشار دشمن در غرب كانال پرورش ماهی به شدت افزایش یافت، كه با عقب راندن نیروهای ایران از منطقه سرپل مانع توسعه و تأمین عملیات گردید.

از روز دوم عملیات، با انتقال امكانات و نیروهای دشمن از منطقه فاو، فشار عراقی ها روی عقبه نیروهای ایرانی با افزایش بمباران تشدید شد، به گونه ای كه پیوسته از سوی قرارگاه خاتم الانبیاء(ص) نسبت به تامین پدافند منطقه، پیگیری و تلاش می شد. تشدید فشارهای دشمن و عدم پیشروی به سمت اهداف مورد نظر، كلیه دستاوردهای مرحله اول عملیات نیز در معرض تهدید قرار گرفت و شب سوم، عملیات در شرایط سرنوشت سازی قرار گرفت.

شرایط ویژه الحاق لشكر 25 كربلا و لشكر 27 محمد رسول الله (ص) در غرب كانال پرورش ماهی، این امیدواری را به وجود آورد كه با توجه به موفقیت یگان های یاد شده در غرب كانال، سرپل در برابر فشارهای دشمن تثبیت شود.

باز شدن جاده شلمچه و فراهم شدن زمینه ورود قرارگاه قدس و نجف به منطقه، به ویژه پیشروی لشكر 8 نجف و لشكر 14 امام حسین (ع) از قرارگاه قدس نیز این مكان  را به وجود آورد كه با توسعه وضعیت از تمركز فشار دشمن در برخی محورها، از جمله در منطقه سرپل غرب كانال ماهی كاسته شود.

پیشروی در منطقه قرارگاه نجف گرچه با كندی صورت گرفت، اما این امكان را به وجود آورد كه با پیشروی تدریجی در منطقه جنوب عملیات، جناح چپ قرارگاه قدس تامین شود. هم چنین جناح راست منطقه عملیات توسط قرارگاه كربلا تثبیت گردد و چنین تدبیر شد كه با اقدامات مهندسی از هر گونه پیشروی دشمن جلوگیری شود تا عقبه یگان های مستقر در غرب كانال از هر گونه تهدید در امان باشند .

در شب چهارم، مجدداً به منظور تكمیل اهداف عملیات، همان مانور دنبال شد و با توجه به وضعیت كلی عملیات، تلاش اصلی بر روی قرارگاه های قدس و نجف متمركز گردید. ورود لشكر 5 نصر به جزیرهبوارین و در هم شكستن استحكامات دشمن، بخشی از موفقیت های حاصله بود.

طی درگیری های شب و روز پنجم، گر چه اهداف مورد نظر كاملا تحقق نیافت، لیكن ناتوانی دشمن از عقب راندن نیروهای اسلام از منطقه سرپل غرب كانال و ممانعت از پیشروی در جاده شلمچه، نشانه ای از امیدواری نسبت به تثبیت منطقه بود.

پیچیدگی زمین، وجود موانع طبیعی، مقاومت دشمن و سایر عوامل موجب شد تا پیشروی در محورهای مختلف با كندی انجام گیرد، از این رو در تدبیر كلی عملیات تاكید بر اقدامات مهندسی، به منظور تثبیت منطقه و هم چنین استفاده از آتش برای در هم كوبیدن مقاومت دشمن، مورد توجه قرار گرفت.

طی شب و روز ششم و هفتم علاوه بر پیشروی در برخی محورها، تلاش قابل ملاحظه ای نسبت به دفع حملات دشمن در غرب كانال پرورش ماهی انجام گرفت. تشدید فشار دشمن و خبرهای واصله برگزاری جلسه فرماندهان دشمن، این احتمال را تقویت كرد كه دشمن در  آستانه تصمیم گیری اساسی می باشد. در واقع تلاش های دشمن طی چند روز و ناكامی در عقب راندن مدافعان ایران اسلامی و یا متوقف نمودن آن ها؛ نشانه ناتوانی دشمن ارزیابیمی شد در چنین شرایطی رژیم عراق می بایست با توجه به ارزش سیاسی – نظامی زمین منطقه، نسبت به بازپس گیری آن تلاش، و تلفات انبوهی را متحمل شود و یا این كهحفظ نیرو را برحفظ زمین ترجیح دهد عقب نشینی كند.

سرانجام پس از هشت شبانه روز نبرد در منطقه شرق نهر جاسم، دشمن به خاطر حفظ نیروهایش از منطقه شرق نهر جاسم عقب نشینی كرد.

ضرورت تعقیب دشمن و پیشروی در عمق منطقه شرق بصره، تداوم عملیات را به عنوان یك اصل اساسی مورد تاكید قرار می داد. ادامه فشار نظامی بر عراق می توانست بر دست آوردهای عملیات و كسب امتیاز و پیروزی سیاسی جمهوری اسلامی در جنگ بیافزاید. اما با عنایت به درگیری طولانی با دشمن و عدم تامین امكانات و تجهیزات مورد نیاز برای ادامه عملیات از یك سو و عكس العمل شدید دشمن از شب دهم عملیات به بعد، باعث شد كه با وجود یك هفته درگیری درنهر جاسم و تصرفسرپل، عملیات متوقف شود تا یگان ها پس از بازسازی و تهیه امكانات مورد نیاز به نبرد ادامه دهند.

نتایج عملیات كربلای 5

عبور از موانع نفوذ ناپذیر دشمن در شرق بصره و حضور در حومه این شهر به گونه ای اهمیت یافت كه متعاقب این عملیات:

-موقعیت سیاسی و نظامی عراق تضعیف شد و در نتیجه حملات گسترده این كشور به مراكز اقتصادی، صنعتی و مسكونی ایران بار دیگر آغاز شد.

-اوضاع جبهه های نبرد به سود قوای نظامی ایران تثبیت شد و سپاه پاسداران یكی از ارزنده ترین تجارب نظامی خود را كسب كرد.

-تلاش های بین المللی برای پایان دادن به جنگ افزایش یافته و به تصویب قطع نامه 598، كه در آن برای اولین بار تا حدودی نظریات جمهوری اسلامی ایران لحاظ شده بود، در شورای امنیت سازمان ملل انجامید.

-حضور گسترده نظامی امریكا و متحدین او در خلیج فارس آغاز شد و یكی از هواپیماهای مسافربری ایران توسط ناوگان امریكا ساقط گردید.

-تعدادی از حجاج بی دفاع ایران توسط رژیم سعودی به شهادت رسیدند.

آخرین آمار انهدام نیروی دشمن از شروع عملیات كربلای 5 تا پس از عملیات تكمیلی كربلای 5 به شرح زیر است:

1-   مناطق و تاسیسات آزاد شده:

-12 كیلومتر پیشروی به طرف بصره و آزاد كردن 150 كیلومتر مربع.

-آزاد سازی پاسگاه های بوبیان، شلمچه، كوت سواری و خین.

-آزاد سازی 14 كیلومتر از جاده آسفالتهشلمچه – بصره.

-آزاد سازی جزایر بوارین، فیاض و ام الطویل.

-آزاد سازی 11 قرارگاه تیپ ارتش عراق.

-آزاد سازی روستاهای خرنوبیه، سعیدیه، حنین، سلیمانیه، هسجان، جاسم.

-عبور از كانال ماهی گیری، نهر دوعیجی و جاسم.

-استقرار در 10 كیلومتری بصره.

-تصرف دریاچه بوبیان و بخشی از كانال ماهی.

2-   تجهیزات منهدم شده دشمن:

-بیش از 80 فروند هواپیما.

-700 دستگاه تانك و نفربر.

-250 قبضه توپ صحرایی و ضد هوایی.

-صدها قبضه انواع ادوات نیمه سنگین.

-1500 دستگاه خودرو.

-400 دستگاه انواع ادوات مهندسی و رزمی.

-مقدار زیادی سلاح سبك و مهمات.

در این عملیات 81 تیپ و گردان مستقل دشمن منهدم و 24 تیپ و گردان مستقل نیز آسیب كلی دیدند و تعداد 40 هزار نفر كشته یا زخمی و 270 نفر نیز اسیر شدند.

 

بازتاب عملیات كربلای 5

شكستن خطوط و استحكامات و پیشروی در شرق بصره، توانایی ها و قابلیت های نظامی عراق را بار دیگر، زیر سؤال برد، چنان كه روزنامه آبزِرِور چاپ پاریس به نقل از كارشناسان غربی نوشت: «برای اولین بار از آغاز جنگ تاكنون، ناظران و كارشناسان غربی در مورد امكانات دفاعی عراق دچار تردید شده اند.»

هم چنین تاكید بر توانایی نظامی ایران، بخشی دیگری از تحلیل های ارایه شده در رسانه های خبری بود، چنان كه رادیو بی. بی. سی  طی تحلیل در همین زمینه، با توجه به تجربه سپاه درعملیات فاو و عبور از رودخانه اروند، ضمن اشاره به عبور از منطقه آب گرفتگی و كانال پرورش ماهی در عملیات كربلای 5 گفت: «موفقیت ایران در عبور از دریاچه ماهی، یك بار دیگر توانایی ایران در عبور از آبراه ها را نشان می دهد.» هفته نامه نیوزویك نیز ضمن تاكید بر پیروزی ایران در عملیات كربلای 5، بر شرایط پیروزی ایران بر عراق اشاره كرد:

«تهاجم ایرانی ها در نزدیكی بصره، حداقل یك چیز را در خصوص جنگ ایران و عراق تغییر داده و آن این مساله است كه برای اولین بار طی چند سال گذشته، این احتمال را كه یك طرف حقیقتاً بر دیگری پیروز شود، مطرح ساخته است.»

[ سه شنبه بیست و سوم آبان 1391 ] [ 11:55 ] [ یونس بهزادی ] [ ]

عمليات فتح المبين

فتح الفتوح رزمندگان اسلام

هفده ماه از انجام عمليات ناكام توكل در منطقه پل نادري و شرق رودخانه وحشي كرخه مي گذشت و دشمن همچنان در منطقه گسترده فكه ، شوش ، عين خوش ، چنانه و مناطق ديگري از جبهه جنوب به سر مي برد ، تا سرانجام عمليات فتح المبين در چهار مرحله براي آزاد سازي بخش وسيعي از خاك ميهن و خارج ساختن شهرهاي دزفول ، انديمشك و جاده اهواز – انديمشك از برد توپخانه و سايت موشكي سنگين و پركار عراق طرح ريزي شد . در عمليات طريق القدس زمينه مناسبي براي اين كار بزرگ و سرنوشت ساز فراهم شده بود .

براي عمليات فتح المبين فرمانده وقت سپاه ( سرلشگر رضايي ) با قرآن استخاره مي كند كه اين آيه مباركه مي آيد انا فتحنا لك فتح مبينا

ساعت 30 دقيقه بامداد دوم فروردين ماه 1361 يكصد گردان از سپاه و 35 گردان از ارتش ايران ، در غرب دزفول و شوش با رمز يا زهرا به قلب دشمن زدند . در مقابل 170 گردان از قواي رزمي عراق صف كشيده بودند . نيروهاي خودي در قالب چهار قرارگاه عملياتي سازماندهي شده و از چهار محور شوش ، رودخانه كرخه ، كوه ميشداغ در جاده اهواز – انديمشك و غرب دزفول حمله را شروع كردند .

در مرحله اول و دوم ، تنگه هاي عين خوش و رقابيه به روي دشمن مسدود و در دو مرحله ديگر ارتش عراق تا پشت رودخانه دويرج عقب رانده شد .

در اين عمليات شهيدان حسين خرازي فرمانده لشگر 14 امام حسين و محسن وزوايي فرمانده يك گردان از تيپ 27 محمد رسول الله در شكست عراقي ها در محور رقابيه و علي گره زد بزرگترين موفقيت را به ارمغان آوردند . كار بي نظيري كه در اين عمليات انجام شد و مايع شگفتي عراقي ها گرديد ، حفر كانال و تونل در زمين هاي رملي منطقه و دور زدن دشمن از طريق آن بود . لشگر هاي 19 زرهي و 1 مكانيزه عراق كه در اين محاصره غافلگبر شده بودند ، با تحمل آسيب هاي فراوان و شكستي كه احمد متوسليان فرمانده تيپ 27 محمد رسول الله به آنها وارد آورد ، از ميان رفتند .

با انجام عمليات فتح المبين 2400 كيلومتر از خاك ايران در شمال خوزستان آزاد و دستيابي به چاه هاي نفت ابوغريب حاصل شد . طي 10 روز نبرد ، 18 فروند هواپيما ، 3 فروند چرخبال ، 361 دستگاه تانك و نفربر ، صد ها دستگاه خودروي نظامي و شمار چشمگيري از سلاح هاي انفرادي و نيمه سنگين دشمن از بين رفت و بيش از 4000 تن از نيروهاي عراقي كشته و 15000 نفر ديگر نيز به اسارت نيروهاي ايراني در آمدند .

همچنين شمار 150 دستگاه تانك ، 170 دستگاه نفربر ، 165 قبضه توپ ، شماري سلاح سبك و نيمه سنگي ، يك سايت كامل موشك سام به همراه سه فروند موشك و انبوهي مهمات ديگر به دست رزمندگان اسلام افتاد . اين عمليات با فرماندهي مشترك قرارگاه كربلا سپاه و ارتش و چهار قرار گاه قدس به فرماندهي سردار عزيز جعفري ، نصر به فرماندهي سردار شهيد حسن باقري ، فجر به فرماندهي سردار شهيد مجيد بقايي و قرارگاه فتح به فرماندهي سردار سرلشكر رحيم صفوي و غلامعلي رشيد انجام شد .

خلاصه گزارش عملیات :

نام عمليات : فتح المبين

زمان اجرا : 2/1/1361

مدت اجرا : 10 روز

مكان اجرا : محور شوش ، رودخانه كرخه ، جاده اهواز – انديمشك و غرب دزفول

رمز عمليات : يا زهرا ( سلام الله عليها )

تلفات دشمن : بيش از 4000 كشته و 15000 اسير

ارگان هاي عمل كننده : سپاه و ارتش

اهداف عمليات : آزاد سازي بخش وسيعي از خاك ايران و خارج ساختن شهر هاي دزفول ، انديمشك و جاده انديمشك – اهواز از برد توپخانه و سايت موشكي دشمن در چهار مرحله

[ سه شنبه بیست و سوم آبان 1391 ] [ 11:49 ] [ یونس بهزادی ] [ ]

فتح خرمشهر؛ سمبل عمليات دفاع مقدس

 

Capture in Khorramshahr.jpg

 

خرمشهر در سال‌هاي دفاع مقدس اشغال و آزاد شد، اما سوم خرداد سال 61 خرمشهر يك نقطه عطف شد در تاريخ ايران.  اين روز شاهد تولد نسلي از رزمندگان و مدافعان بود كه نه تنها براي دفاع از ميهن در برابر متجاوزان، بلكه براي حفظ و اعتبار ايران و اقتدار و حيات مجدد اسلام جنگيدند كه ثمره آن دلاور مردي‌ها را امروز با تمام وجود در بيداري اسلامي منطقه و اعتبار و عزت امروز كشورمان به عينه مشاهده مي‌كنيم.

اگر ديروز عراقي‌ها بعد از اشغال خرمشهر جمله معروف «جئنالنبقي»، يعني آمده‌ايم تا بمانيم، را در ديوارهاي شهر مي‌نوشتند با مشاهده وضعيت فعلي عراق  و هيمنه امروز فاتحان خرمشهر بيشتر به ارزش دلاوراني كه اين حماسه را آفريدند پي‌ مي‌بريم.

دفاع مقدس ملت قهرمان ايران طي دوره هشت ساله‌اش به چند مقطع تقسيم مي‌شود: مقطع نخست، دوره زمينه سازي عراق براي جنگ است؛ مقطع دوم دوره پيشروي هاي عراق در خاك ايران و سپس زمينگير شدن آن است كه حدود يك سال از جنگ را شامل مي‌شود؛ مقطع سوم دوره آزادسازي نام گرفته كه در آن نيروهاي انقلابي و مردمي با همكاري ارتش چند عمليات بزرگ و موفق را طرح‌ريزي و اجرا كردند كه در نتيجه آنها، ارتش عراق به عقب رانده شد و زمين‌هاي اشغالي از تصرف دشمن بيرون آمد. اين مقطع نيز يك سال طول كشيد و يكي از درخشان‌ترين مقاطع جنگ محسوب مي‌شود.

يكي از فرازهاي زيبا و دلنشين و نقطه عطف حماسه مردم ايران در سال‌هاي دفاع مقدس فتح خرمشهر يا عمليات سرنوشت‌ساز بيت‌المقدس است؛ همان فتحي که حضرت روح‌الله در آن فرمودند «خرمشهر را خدا آزاد کرد.»

 عمليات بيت‌المقدس با رمز  يا علي ابن ابيطالب (ع) در تاريخ دهم ارديبهشت سال 61 شروع شد و در تاريخ سوم خرداد با فتح خرمشهر پايان يافت. اين عمليات آخرين حلقه از راهبرد آزادسازي سرزمين‌هاي اشغالي كشورمان بود كه به تأمين تماميت ارضي كشور انجاميد و علاوه بر آن شهر مهم‌ترين منطقه راهبردي  جنگ از اشغال دشمن بعثي آزاد شد و جمهوري اسلامي در موضعي كاملا برتر قرار گرفت.

گرچه سوم خرداد روز فتح خرمشهر است، ولي آزادي خرمشهر به يک‌باره اتفاق نيفتاد، بلکه در پي فرآيندي صورت گرفت که با انجام سلسله عمليات‌هايي امکان پذير شد.

در بين تمام عمليات‌هايي که در طول دوران جنگ براي بيرون راندن ارتش متجاوز عراق از اراضي اشغالي ايران يا براي پايان دادن به جنگ صورت گرفته است، هيچ‌کدام به بزرگي، اهميت، افتخارآميزي و ماندگاري عمليات بيت المقدس نيستند. اين عمليات هم از نظر به‌کارگيري ابتکار عمل در طرحريزي و تاکتيک‌هاي به‌کار رفته و هم از نظر قدرت رزمندگان اسلام در تداوم مراحل نبرد و شيوة اجرا و همچنين حفظ پيوستگي در مراحل مختلف عمليات و هم از نظر ميزان موفقيت و هم از نظر وسعت، يکي از گسترده‌ترين و با ارزش‌ترين عمليات‌هاي دوران دفاع مقدس بوده است.

 حماسة بي‌نظير و ماندگار فتح خرمشهر در آخرين روز اين عمليات به‌ياد ماندني، پيروزي در عمليات بيت‌المقدس را براي هميشه در تاريخ کشور ايران جاودانه کرد و خاطرة خوشي از خود در ياد و خاطرة همة آحاد ملت ايران بر جاي گذاشت.

سردار حسين سلامي، جانشين فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با بيان اينكه يكي از فرازهاي زيبا و دلنشين و نقاط عطف مهم و بلكه مهم‌ترين نقطه عطف استراتژي جمهوري اسلامي در دفاع مقدس فتح خرمشهر يا عمليات بيت‌المقدس است، به اهميت، ارزش و دستاوردهاي استراتژيك اين عمليات اشاره مي‌كند:

1- منطقه عمليات، منطقه‌اي بود که دشمن به خاطر آن تهاجم خود را به جمهوري اسلامي آغاز کرده بود و در واقع کليد فتح استراتژيک عراق در جنگ و مرکز ثقل و محور ادعاهاي رژيم عراق محسوب مي‌شد.

 2- وسعت اين عمليات در مقايسه با تمام عمليات‌هاي دفاع مقدس بزرگ‌تر بوده و بيشترين مساحت سرزمين‌هاي اشغالي در اين عمليات آزاد شد.

 3- بيشترين تعداد اسراي جنگي دشمن در اين منطقه به اسارت جمهوري اسلامي ايران درآمد.

 4- از نظر تاکتيکي يکي از عمليات هاي بزرگ عبور از رودخانه توام با غافلگيري در آن انجام شد.

 5- با انجام عمليات بيت المقدس دومين شهر عراق يعني بصره در تيررس توپخانه جمهوري اسلامي قرار گرفت و استراتژيک ترين منطقه عراق يعني استان بصره در معرض مخاطره جدي قرار گرفت.

 6- فاصله کم اولين مرحله از اين عمليات با عمليات بزرگ قبل از آن يعني فتح المبين نشان داد که جمهوري اسلامي به نرخ رشد بالايي در قدرت نظامي آفندي رسيده و اين آهنگ بالا و دور تک سريع در چنين مقياسي علامت سوال بزرگي را در مقابل بقاي رژيم عراق قرار داد.

 7- اين عمليات يکي از نقاط اوج هماهنگي و وحدت و تلاش بين ارتش جمهوري اسلامي و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بود و در آن نيروهاي بسيج مردمي نقش محوري و کليدي‌اي را ايفا کردند.

سردار فضلي، جانشين فرمانده بسيج مستضعفين با بيان اينكه اين عمليات سمبل عمليات‌هاي دفاع مقدس است مي‌گويد:‌ «عمليات بيت‌المقدس در بين مثلث خرمشهر، بصره و اهواز و چهار مانع طبيعي اروندرود، كارون، كرخه نور و هور انجام شد.» وي در اين راستا مي‌افزايد: «عمليات بيت‌المقدس داراي ويژگي‌هاي متنوعي بود كه از آن جمله مي‌توان به عبور از رودخانه، جنگ در دشت، جنگ در صحرا، جنگ در رمل‌ها و نخل‌ها اشاره كرد. عراقي‌ها تمام خرمشهر را از موانع پركرده بودند و حتي خودروهاي شخصي و تيرآهني را به صورت عمود در اطراف شهر قرار داده بودند تا راه‌هاي ورود به اين شهر را در تمام مسيرها ببندند.»

 

طرح و مراحل عمليات

 در طراحي عمليات، تهاجم از طريق عبور از رودخانه کارون و پيشروي به سوي مرز بين المللي و سپس آزادسازي شهر خرمشهر مد نظر قرار گرفته و چنين استدلال مي شود که حمله به جناح دشمن، که عمدتا به سمت شمال آرايش گرفته بود، عامل موفقيت عمليات است.

همچنين، شکستن خطوط اوليه دشمن و عبور از رودخانه و گرفتن سرپل در غرب کارون تا جاده آسفالته اهواز – خرمشهر به عنوان اهداف مرحله اول و ادامه پيشروي به سمت مرز و تامين خرمشهر به عنوان اهداف مرحله دوم تعيين شدند.

 بر همين اساس، محورهاي عملياتي هر يک از قرارگاه ها به ترتيب زير مقرر گرديد:

 1- محور شمالي؛ قرارگاه قدس (با عبور از رودخانه کرخه).

2- محور مياني؛ قرارگاه فتح (با عبور از رودخانه کارون و پيشروي به سمت جاده اهواز – خرمشهر).

3- محور جنوبي؛ قرارگاه نصر (با عبور از کارون و پيشروي به سمت خرمشهر).

مرحله اول عمليات در بامداد دهم ارديبهشت ماه سال 61 با سه قرارگاه عملياتي قدس، فتح و نصر به فرماندهي قرارگاه مركزي كربلا آغاز شد و رزمندگان با عبور از كارون موفق شدند به جاده اهواز- خرمشهر دست يابند.  مرحله دوم عمليات در ساعت 22:30 شانزدهم ارديبهشت آغاز شد كه در اين مرحله رزمندگان قرارگاه‌هاي فتح و نصر در محور حسينيه به نوار مرزي رسيدند، بنابراين دشمن مجبور شد از هويزه و جفير عقب‌نشيني كند. مرحله سوم عمليات نيز در ساعت 22 نوزدهم ارديبهشت آغاز شد و  هر چند تلفات و خساراتي سنگين بر دشمن وارد شد، ليكن هوشياري و تمركز نيروهاي عراقي در خطوط پدافندي موجب شد رزمندگان نتوانند به اهداف تعيين‌شده دست يابند. مرحله چهارم عمليات با سه قرارگاه عملياتي فتح، نصر و فجر در ساعت 22:30 اول خرداد 61 آغاز شد. قرارگاه نصر در اين مرحله از عمليات توانست جاده خرمشهر- شلمچه را مسدود كند و قرارگاه فجر هم موفق شد ضمن تأمين پل نو در محور نهر عرايض نيروهاي خود را به اروند برساند. در اين ميان قرارگاه فتح به دليل حساسيت و هوشياري فوق‌العاده دشمن نتوانست به اهداف مورد نظر دست يابد. دشمن براي از محاصره خارج‌كردن نيروهاي خود در اطراف نهر عرايض و پل نو از سمت غرب شلمچه و شرق خرمشهر پاتك‌هاي شديدي را آغاز كرد، ليكن با مقاومت يگان‌هاي خودي مستقر در منطقه مزبور اين پاتك‌ها به شكست انجاميد. سپس نيروهاي دشمن مستقر در شمال شرقي خرمشهر براي دفاع هر چه بهتر از شهر به داخل شهر فراخوانده شدند. پس از اين عقب‌نشيني نيروهاي عراقي در حالي كه با كمبود آب و غذا و مهمات مواجه بودند و در نتيجه مقاومت خود را بي‌تأثير مي‌دانستند صبح روز سوم خرداد 61 حلقه محاصره خرمشهر تنگ‌تر شد و انبوه نيروهاي دشمن كه دو روز محاصره در هواي گرم طاقتشان را به سر آورده بود، دست از مقاومت كشيدند و با خروج از موضع خود در تمامي شهر در چند ستون طولاني و كنار هم به سوي پليس راه آمدند و در حالي كه تكبير مي‌گفتند  و شعار الموت‌الصدام و دخيل الخميني سر مي‌دادند خود را تسليم كردند.

به اين ترتيب خرمشهر كه پس از 34 روز مقاومت در برابر دشمن در تاريخ 4 آبان 1359 اشغال شده بود، بعد از 575 روز و طي 25 روز عمليات در ساعت 11 روز سوم خرداد آزاد و خط پدافندي مناسبي از طلاييه تا كوشك و شلمچه و حاشيه شمال اروند برقرار شد. در عين حال كه در اين عمليات شهر خرمشهر آزاد مي‌شود شهر بصره عراق هم تهديد مي‌شود و دشمن در آن ايام نه تنها براي بصره، بلكه نگران بغداد مي‌شود.

نتايج عمليات

- طي عمليات بيت المقدس 5038 کيلومتر مربع از اراضي اشغال شده، از جمله شهرهاي خرمشهر و هويزه و نيز پادگان حميد و جاده اهواز – خرمشهر آزاد شدند. علاوه بر اين شهرهاي اهواز، حميديه و سوسنگرد از تيررس توپخانه دشمن خارج گرديدند. همچنين 180 کيلومتر از خط مرزي تامين شد.

- با فتح خرمشهر، برتري نظامي ايران بر عراق مورد تاييد کارشناسان و تحليل گران نظامي قرار گرفت.

- فتح خرمشهر موجب انفعال ارتش عراق شد؛ به گونه اي که نظاميان عراقي تا مدت زيادي نتوانستند از لاک دفاعي خارج شوند.

- عمليات بيت المقدس موجب شد تا کشورهاي عرب منطقه به تقويت مالي و نظامي عراق مبادرت ورزند.

- طي اين عمليات حدود 19 هزار تن از نيروهاي دشمن به اسارت درآمده و بالغ بر شانزده هزار تن کشته و زخمي شدند.

سردار همداني در باره نتايج عمليات بيت‌المقدس در گفت‌وگو با روزنامه جوان مي‌گويد: « دستاورد اين عمليات علاوه بر دستيابي به غنايم فراوان، 19 هزار عراقي را اسير رزمندگان ما كرد. تاريخ جنگ‌هاي گذشته كمتر صحنه‌اي را به خودش دارد كه در منطقه‌اي اين چنين گسترده 19 هزار نفر از نيروهاي دشمن را ما گرفته باشيم. 16 هزار كشته و مجروح و غنايم بسياري از توپ و تانك و ديگر تجهيزات به دست نيروهاي ما افتاد و در عمليات‌هاي بعدي منابع تجهيزاتي ما از اين عمليات بود. دستاورد بزرگ ديگر اين نبرد تغيير تحليل و ديدگاه كارشناسان و نظاره‌گران بين‌المللي بود. براساس تحليل‌ همه كارشناسان نظامي و سياسي دنيا برنده جنگ ارتش بعث و بازنده ايران بود، اما با اجراي عمليات الي‌بيت‌المقدس از منظر تحليل آنها جنگ به نقطه مساوي رسيد. اما از نگاه ما بعد از اين عمليات ارتش عراق در سراشيبي سقوط قرار گرفت، بنابراين ما توانستيم بزرگ‌ترين دستاورد تهاجم بعثي‌ها را كه خرمشهر بود از آنان بگيريم و ارتش عراق را سرافكنده به پشت مرزها برانيم. دستاورد ديگر اين عمليات اين بود كه شوراي امنيت سازمان ملل قطعنامه‌اي را صادر كرد. از 31/6/59 تا 3/3/61 قطعنامه‌اي از طرف سازمان‌هاي بين‌المللي به نفع ايران يا حتي براي توقف جنگ صادر نشده بود اما 50 روز بعد از اين عمليات، قطعنامه صادر مي‌شود. همچنين كشورهاي منطقه و حاميان صدام به تكاپو مي‌افتند كه جنگ را متوقف كنند تا بيش از اين شرمنده نشوند، اما مي‌بينيم كه رزمندگان، فرماندهان و سياستمداران كشور ما براي تنبيه متجاوز عمليات را ادامه مي‌دهند.»

 سردار غلامعلي رشيد، جانشين ستاد كل نيروهاي مسلح در باره دستاوردهاي اين عمليات مي‌گويد: «با فتح خرمشهر ماهيت جنگ عوض شد، يعني تا قبل از فتح خرمشهر اگر اهداف صدام و رهبران بعثي عراق براندازي و سقوط نظام و تهديد جدي انقلاب اسلامي و نابود انقلاب و لغو قرارداد سال 1975 بود با فتح خرمشهر همه اين اهداف از بين رفت و ايران را به قله پيروزي رساند و بر عكس عراق در آستانه سقوط قرار گرفت. قدرت نظامي عراق را كه توانسته بود ظرف يك تا دو سال قدرت‌هاي جهان و حتي قدرت‌هاي منطقه را متقاعد ساخته بود كه قدرت نظامي عراق قدرت بزرگي است و توانست ايران را شكست بدهد و ايراني ها نتوانستند او را شكست دهند و همه اينها با فتح خرمشهر از بين رفت و صدام در آستانه سقوط قرار گرفت.

  نكته مهم ديگر اينكه خطري كه آمريكايي ها با پيروزي انقلاب اسلامي احساس كردند مجدداً براي آنها با آزادي خرمشهر در ابعاد وسيع تري پيدا شد، چون كه دشمنان ما با تحميل جنگ آمده بودند قدرت انقلاب را در مرزهاي ايران مهار كنند. حالا بعد از فتح خرمشهر مجدداً اين امكان براي انقلاب اسلامي به‌وجود آمد كه قدرت تاثيرگذار بر همه مسائل منطقه باشد.

 نكته دوم كه مي توان در پاسخ به اين سوال گفت اين است كه موازنه نظامي به سود ايران به شكل تعيين كننده اي تغيير كرد و ايران به عنوان يك ايران برتر و يك ايراني كه غلبه كرده بر يك قدرت نظامي كه همه قدرت‌ها پشت سر او هستند در برابر ديدگان ملت ها قرار گرفت و تا قبل از اين، عراق به عنوان قدرت برتر محسوب مي شد اما با فتح خرمشهر اين موازنه نظامي به سود ايران و ملت و نيروهاي مسلح تغيير كرد. همچنين منزلت ايران در عرصه نظام بين المللي ارتقا  پيدا كرد.»

بازتاب عمليات بيت‌المقدس

پس از فتح خرمشهر تلاش‌هاي ديپلماتيك امريكا با هدف كنترل پيروزي ايران و حمايت از عراق آغاز شد. امريكايي‌ها طي تماس با كشورهاي عرب منطقه سعي در ايجاد يك جبهه واحد عربي در برابر ايران داشتند و كشورهاي عربي، به ويژه عربستان، كويت و مصر را در جهت ارسال كمك‌هاي تسليحاتي و مالي به عراق تشويق مي‌كرد. علاوه بر اين امريكا با حذف نام عراق از فهرست كشورهاي تروريست، لغو تحريم فروش تجهيزات به عراق و ارسال كمك‌هاي اطلاعاتي به اين كشور، تلاش گسترده‌اي را براي بازسازي اعتماد به نفس ارتش عراق در برابر پيروزي ايران آغاز كرد.

روزنامه گاردين با اشاره به طرح مسئله آتش‌بس نوشت: توقف ايران در داخل خاك خود به گفته تحليلگران نمي‌تواند ضامن آن باشد كه صدام حسين به دادن امتياز بيشتري تن دهد. ضمن اينكه نبايد اين احتمال را از نطر دورداشت كه نيروهاي عراقي پس از گذراندن يك دوره استراحت و بازسازي به تهاجم مجدد اقدام نكند. در دوره پس از فتح خرمشهر مسئله مهم همگرايي شديد شرق و غرب(امريكا و شوروي) در حمايت از عراق بود كه با هدف جلوگيري از شكست حكومت صدام و تحميل صلح بدون پيش‌شرط به ايران به منصه ظهور برسد.  در پي به برخي از بازتاب‌هاي عمليات بيت‌المقدس و آزادسازي خرمشهر اشاره مي‌شود:

- راديو بي بي سي: گفته مي‌شود ارتش عراق به‌وسيله مين‌گذاري و ايجاد شبکه‌هاي زيرزميني و بلندي‌هايي به منظور استقرار توپخانه در خرمشهر مستقرند و کاملاً واضح است که صدام حسين قصد دارد به هر نحو ممکن از تصرف خرمشهر توسط نيروهاي ايراني، جلوگيري کند.

 - با آغاز عمليات بيت‌المقدس تايمزمالي نوشت: «خرمشهر کليد پيروزي جنگ است. اين شهر نشانه‌ پيروزي عراق و مظهر مقاومت سرسختانه ايران است.»

 - در آستانه ورود قواي ايران به خرمشهر بخش فارسي راديو بغداد مکرر اعلام مي‌کند: «دفاع از خرمشهر دفاع از بصره است و آبروي امت عربي در گرو دفاع از خرمشهر است. اين راديو تلاش مي‌کند سربازان وحشت زده عراقي را به مقاومت وادار کند.»

- راديو بي بي سي: «حوادث چند روز اخير ديگر نمي‌گذارد ادعاهاي عراق داير بر عقب‌نشيني طبق برنامه، سرپوشي بر دامنه شکست اين کشور به شمار مي‌آيد. ظرف دو ماه گذشته تقريباً تمام قوايي که در خوزستان موضع گرفته بودند، مجبور به عقب‌نشيني شدند. سقوط سريع خرمشهر به خصوص باعث سرافکندگي عراق گشته است. طبق تخصيص، 30 الي 40 هزار سربازان از اين شهر دفاع مي‌کردند و فاصله آن تا مرز چند کيلومتري بيشتر نبوده است.»

- روزنامه لوس آنجلس تايمز: «استراتژي نظامي ايران بر عراق برتري داشته و ايرانيان حملات خود را با نيروي زياد برصف عراق‌ها در خوزستان وارد آورده‌اند. علاوه بر اين ايرانيان داراي روحيه ايثار و از خودگذشتگي و ميل به شهادت بوده و با شوقي انقلابي براي آزادي سرزمين‌هايشان مي‌جنگند و در مقابل، سربازان عراقي اعتماد به نفسشان را از دست داده‌اند.»

 - روزنامه الاهرام: «شکست عراق نه تنها موجب سقوط دولت و اشغال خاک اين کشور خواهد شد، بلکه اين به نوبه خود فاجعه بزرگي است و به سقوط پي در پي دولت‌هاي خليج‌فارس مي‌انجامد.»

 - خبرگزاري آسوشيندپرس در گزارشي اعلام کرد که عراقي‌ها ادعا مي‌کنند براي جلوگيري از گسترش انقلاب اسلامي (بنيادگرايي) ايران به عراق و کشورهاي طرفدار غرب و کشورهاي نفت‌خيز حوزه  خليج‌فارس از جمله عربستان و کويت، با اين کشور مي‌جنگند. اين اعترافات عراقي‌ها به نقش خود در تامين منافع غرب و کشورهاي منطقه در حالي بيان مي‌شد که دولت عراق براي خروج از وضع بحراني پيش آمده به پشتيباني و حمايت دوستان غربي و منطقه‌اي خود نياز داشت.

خبرگزارى آسوشيتدپرس سقوط خرمشهر را شكستى توهين آميز و واقعى براى دولت صدام در جنگ ۲۰ ماهه ارزيابى كرد. راديو لندن نيز به نقل از كارشناسان، پيروزى در خرمشهر را به عنوان يكى از بزرگ ترين پيروزى هاى ايران بر شمرد.

در ساير تحليل هايى كه در مورد آثار ناشى از شكست عراق در عمليات بيت المقدس مطرح مى شد، به موضوعاتى همچون: «تحقير ارتش عراق»، «از دست دادن مهم ترين و بزرگ ترين انگيزه عراقى ها، در تيررس قرار گرفتن مناطق نفت خيز عراق و توانايى ايران براى پيشروى به مرز و داخل خاك عراق» اشاره شده است.

درباره ريشه يابى علل برترى نظامى ايران بر عراق و دست يابى نيروهاى خودى به پيروزى هاى درخشان، روزنامه لوس آنجلس تايمز نوشت:

استراتژى نظامى ايران بر عراق برترى داشته و ايرانيان حملات خود را با نيروى زياد بر صفوف عراقى ها در خوزستان وارد آورده اند. علاوه بر آن، ايرانيان داراى ايثار، از خودگذشتگى و ميل به شهادت بوده و با شوقى انقلابى براى آزادى سرزمين هايشان مى جنگند. در مقابل، سربازان عراقى اعتماد به نفسشان را از ابتداى جنگ از دست داده و…

روزنامه واشنگتن پست نيز به نقل از مقام هاى امريكايى نوشت:

مقامات امريكايى از اين كه ايران توانسته به فاصله كمى از حمله ماه مارس (فتح المبين) چنين ضربه بزرگى بر عراق وارد آورد، اظهار تعجب كرده و افزودند كه ايران تاكتيك حمله زمينى را به نحو احسن انجام داده است، عملياتى كه عراق هنوز در آن موفق نبوده است. بر طبق محاسبات پنتاگون، تا به حال ايران چهار حمله عظيم داشته است، ليكن اين حمله اخير قاطع ترين آنهاست.

اين نشريه همچنين با اشاره به شيوه حملات زمينى ايران و تكميل آن در مراحل مختلف، تأكيد كرد كه عراقى ها هنوز ياراى فراگيرى آن را ندارند. خبرگزارى فرانسه نيز به نقل از كارشناسان نظامى خارجى مقيم تهران، با اظهار شگفتى از نحوه هماهنگى عمليات به لحاظ زمانى و مكانى، بيان كرد:

نيروهاى مسلح ايران (ارتش، بسيج، سپاه) ثابت كردند كه از يك انسجام بهت آور و غيرمترقبه برخوردارند. نيروهاى بسيج كه تجهيزات نظامى اندك ولى انگيزه هاى مذهبى عميقى دارند، عامل تعيين كننده اى را در پيروزى هاى اخير ايرانيان تشكيل مى دهند.

تلويزيون شبكه يك آلمان با تأكيد بر نقش پاسداران و بسيجيان در جنگ گفت:

البته نه اين كه اسلحه هاى مدرن شاه بار سنگين اين جنگ را به عهده داشته باشد، بلكه بيشتر از همه، پاسداران انقلاب و بسيجيان كه توسط پاسداران، بسيار كم تعليم ديده اند، در اين جنگ نقش دارند و در هفته هاى اخير سنگرهاى عراقى را تسخير كرده اند.

مجله آلمانى اشپيگل نيز «روحيه شهادت طلبى و تعصب» را عامل پيروزى هاى اخير ايران دانست. و مجله پاكستانى مسلم بر «نقش ايمان و قدرت روحى» تأكيد كرد.

روزنامه «ينى دوير» چاپ آنكارا به نقل از منابع ديپلماتيك در بغداد، با تأكيد بر پيوستگى سقوط صدام با تحولات منطقه خليج فارس، نوشت:

سقوط صدام حسين و تحولات سياسى آينده خليج فارس به پيشروى نيروهاى ايرانى كه روز به روز ابعاد گسترده ترى به خود مى گيرند، بستگى دارد.

خبرگزارى آسوشيتدپرس در منامه نيز با بررسى تأثيرات آزادى خرمشهر بر وضعيت سياسى عراق و منطقه، گزارش داد: سقوط اين شهر (خرمشهر) به دست ايرانى ها سبب به هم ريختن رژيم صدام حسين و بروز مشكلاتى در ساير نقاط خليج فارس خواهد شد و اين مسأله اخيراً به نحو گسترده اى در مجلات عربستان منعكس شده است.

درباره تأثير پيروزى هاى ايران بر موقعيت صدام و وضعيت سياسى دولت عراق، در رسانه هاى خبرى، از قول كارشناسان نظامى و منابع ديپلماتيك به مواردى اشاره شد كه خواندنى است، مجله نيوزويك «بى اعتبار شدن صدام» و سرنگونى وى را به عنوان نتايج شكست [عراق] در خرمشهر ذكر كرد. همچنين در اين روزنامه، مواردى همچون «خودكشى سياسى رژيم بغداد، ابهام در مورد بقاى سياسى صدام و آينده مبهم براى رژيم عراق، مورد تأكيد قرار گرفت.

نكته بعدي اينكه همه مبارزان و ملت‌هايي كه علاقه به انقلاب اسلامي داشتند، مثل فلسطين، لبنان، مصر و مردم افغانستان، مطمئن شدند كه انقلاب اسلامي شكست ناپذير است و خيلي خوشحال شدند و به مبارزه اميد پيدا كردند و در فرداي پيروزي فتح خرمشهر، حزب الله لبنان متولد شد كه 25 سال از مبارزات آنها مي‌گذرد و قدرت بسيار تاثيرگذاري هستند.

 همچنين در داخل كشور مردم اطمينان پيدا كردند ليبرال‌ها طي يك سال فقط شعار دادند و هيچ نقطه روشني را از دشمن بازپسگيري نكردند و اطمينان پيدا كردند كه اين قدرت نظامي متكي بر فرماندهان حزب اللهي و با ايمان قادر است از منافع ملت ايران دفاع كند و تهديد را دور كند و تهديد را شكست بدهد.

  همچنين با فتح خرمشهر ابعاد و ماهيت قدرت نظامي ايران آشكار شد. دشمن پيش از اين باور نمي كرد كه قدرت جديدي شكل گرفته است كه اين همه تحولات را ايجاد كرده و اينها خرمشهر را فتح كردند. تا فتح خرمشهر قدرت اين نيرو را نديده بودند. ارزيابي نكرده بودند ولي با اين پيروزي قدرت اين نيروي نظامي جديد آشكار شد و آنها به شدت وحشت كردند.

  نكته آخر، نگراني صدام و كساني كه پشت سر صدام بودند يعني حاميان منطقه اي و جهاني صدام از فتح خرمشهر، آزادي خرمشهر نبود بلكه پيامدهاي فتح خرمشهر بود كه بر موازنه منطقه اي تاثير گذاشت و موازنه را به سود ايران تغيير داد. با فتح خرمشهر علايم شكست عراق براي همه آشكار شد و ظهور قدرت نظامي جديد ايران مهمترين نقطه نگراني دشمن بود.

تجهيزات منهدم شده دشمن

285 دستگاه تانك و نفربر

500 دستگاه خودرو

ده‌ها قبضه توپ سبك و سنگين

مقدار زيادي از انواع تيربار و سلاح‌هاي سبك و سنگين

دهها انبار مهمات

40 فروند هواپيما

دو فروند هلي‌كوپتر

چندين دستگاه لودر و ماشين‌آلات مهندسي

 غنايم:

105دستگاه تانك و نفربر

دهها انبار مهمات

95000عدد انواع مين

صدها دستگاه خودرو سبك و سنگين

30 دستگاه جيپ حامل توپ106 ميليمتري

تعداد زيادي لودر وبولدوزر و ماشين‌آلات مهندسي

18 قبضه توپ 130 ميليمتري

هزاران قبضه سلاح انفرادي

[ سه شنبه بیست و سوم آبان 1391 ] [ 11:44 ] [ یونس بهزادی ] [ ]
مهدی باکری در سال 1333 شمسی در میاندوآب به دنیا آمد. با ورود به دانشگاه مرحله‌ی جدیدی از زندگی علمی و سیاسی او آغاز شد. در همان سال‌ها به طور جدی پا در عرصه‌ی مبارزات سیاسی و انقلابی گذاشت. مطالعه‌ی کتاب ولایت فقیه امام خمینی نقش مهدی در شکل‌گیری شخصیت او بر جا گذاشت.

ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و دوم آبان 1391 ] [ 19:10 ] [ یونس بهزادی ] [ ]

او در سال 1367 یک ترم در مجتمع دانشگاهی هنر تدریس کرد، ولی چون مفاد مورد نظرش برای تدریس با طرح دانشگاه هم‌خوانی نداشت، از ادامه‌ی تدریس صرف‌نظر کرد. مجموعه‌ی مباحثی که برای تدریس فراهم شده بود، با بسط و شرح و تفسیر بیش‌تر در مقاله‌ای بلند  به نام "تاملاتی در ماهیت سینما" که در فصلنامه‌ی "فارابی" به چاپ رسید و بعد در مقالاتی با عناوین "جذابی در سینما"، "آینه‌ی جادو"، "قاب تصویر و زبان سینما"و... که از فروردین سال 1368 در ماهنامه‌ی هنری "سوره" منتشر شد، تفصیل پیدا کرد. مجموعه‌ی این مقالات در کتاب "آینه‌ی جادو" که جلد اول از مجموعه‌ی مقالات و نقدهای سینمایی اوست. جمع‌آوری و به چاپ سپرده شد.

سال‌های 1368 تا 1372 دوران اوج فعالیت مطبوعاتی شهید آوینی است. آثار او در طی این دوره نیز موضوعات بسیار متنوعی را شامل می‌شود. هرچند آشنایی با سینما در طول مدتی بیش از ده سال مستندسازی و تجارب او در زمینه‌ی کارگردانی مستند و به خصوص مونتاژ باعث شد که قبل از هرچیز به سینما بپردازد. ولی این مسئله موجب بی‌اعتنایی او نسبت به سایر هنرها نشد. او در کنار تالیف مقالات تئوریک درباره  ماهیت سینما و نقد سینمای ایران و جهان، مقالات متعددی در مورد حقیقت هنر، هنر و عرفان، هنر جدید اعم از رمان، نقاشی، گرافیک و تئاتر، هنر دینی و سنتی، هنر انقلاب و... تالیف کرد که در ماهنامه‌ی "سوره" به چاپ رسید. طی همین دوران در خصوص مبانی سیاسی. اعتقادی نظام اسلامی و ولایت فقیه، فرهنگ انقلاب در مواجهه با فرهنگ واحد جهانی و تهاجم فرهنگی غرب، غرب‌زدگی و روشن‌فکری، تجدد و تحجر و موضوعات دیگر تفکر و تحقیق کرد و مقالاتی منتشر نمود.

مجموعه‌ی آثار شهید آوینی در این دوره هم از حیث کمیت، هم از جهت تنوع موضوعات و هم از نظر عمق معنا و اصالت تفکر و شیوایی بیان اعجاب‌آور است. در حالی که سرچشمه‌ی اصلی تفکر او به قرآن، نهج‌البلاغه، کلمات معصومین علیهم‌السلام و آثار و گفتار حضرت امام(ره) باز می‌گشت. با تفکر فلسفی غرب و آرا، و نظریات متفکران غربی نیز آشنایی داشت و با یقینی برآمده از نور حکمت، آن‌ها را نقد و بررسی می‌کرد. او شناخت مبانی فلسفی و سیر تاریخی فرهنگ و تمدن جدید را از لوازم مقابله با تهاجم فرهنگی می‌دانست چرا که این شناخت زمینه‌ی خروج از عالم غربی و غرب زده‌ی کنونی را فراهم می‌کند و به بسط و گسترش فرهنگ و تفکر الهی مدد می‌رساند. او بر این باور بود که با وقوع انقلاب اسلامی و ظهور انسان کاملی چون امام خمینی(ره) بشر وارد عهد تاریخی جدیدی شده است که آن را "عصر توبه‌ی بشریت" می‌نامید. عصری که به انقلاب جهانی امام عصر(عج) و ظهور "دولت پایدار حق" منتهی خواهد شد.

[ دوشنبه بیست و دوم آبان 1391 ] [ 19:8 ] [ یونس بهزادی ] [ ]

شهید سید مرتضی آوینی در شهریور سال 1326 در شهر ری متولد شد تحصیلات ابتدایی و متوسطه‌ی خود را در شهرهای زنجان، کرمان و تهران به پایان رساند و سپس به عنوان دانش‌جوی معماری وارد دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد او از کودکی با هنر انس داشت؛ شعر می‌سرود داستان و مقاله می‌نوشت و نقاشی می‌کرد تحصیلات دانشگاهی‌اش را نیز در رشته‌ای به انجام رساند که به طبع هنری او سازگار بود ولی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی معماری را کنار گذاشت و به اقتضای ضرورت‌های انقلاب به فیلم‌سازی پرداخت:

 "حقیر دارای فوق لیسانس معماری از دانشکده‌ی هنرهای زیبا هستم اما کاری را که اکنون انجام می‌دهم نباید به تحصیلاتم مربوط دانست حقیر هرچه آموخته‌ام از خارج دانشگاه است بنده با یقین کامل می‌گویم که تخصص حقیقی در سایه‌ی تعهد اسلامی به دست می‌آید و لاغیر قبل از انقلاب بنده فیلم نمی‌ساخته‌ام اگرچه با سینما آشنایی داشته‌ام. اشتغال اساسی حقیر قبل از انقلاب در ادبیات بوده است... با شروع انقلاب تمام نوشته‌های خویش را -  اعم از تراوشات فلسفی، داستان‌های کوتاه، اشعار و... -  در چند گونی ریختم و سوزاندم و تصمیم گرفتم که دیگر چیزی که "حدیث نفس" باشد ننویسم و دیگر از "خودم" سخنی به میان نیاورم... سعی کردم که "خودم" را از میان بردارم تا هرچه هست خدا باشد، و خدا را شکر بر این تصمیم وفادار مانده‌ام. البته آن چه که انسان می‌نویسد همیشه تراوشات درونی خود اوست همه‌ی هنرها این چنین هستند کسی هم که فیلم می‌سازد اثر تراوشات درونی خود اوست اما اگر انسان خود را در خدا فانی کند، آن‌گاه این خداست که در آثار او جلوه‌گر می‌شود حقیر این چنین ادعایی ندارم ولی سعیم بر این بوده است."


ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و دوم آبان 1391 ] [ 19:7 ] [ یونس بهزادی ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ برای آشنایی با ارزش های دفاع مقدس ایجاد شده.
با تشکر: استاد صرامی
آرشيو مطالب
امکانات وب